u خانه
u مدیریت
u پست الکترونیک
u شناسنامه
![]() |
||||
![]() |
سه شنبه 85/8/30 ساعت 7:48 صبح i یکی را دوست میدارم ولی افسوس وصد افسوس که او هرگز نمیداند یکی را دوست می دارم یکی رادوست میدارم ولی افسوس وصدافسوس که اوهرگزنمیداند. نگاهش میکنم شاید بخواند راز پنهانم. که او رادوست میدارم ولی افسوس وصدافسوس که اوهرگزنمیداند. ..نگاهم را نمی خواند.. به برگ گل نوشتم من تو را دوست میدارم ..ولی افسوس.. او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند. شبانگه گفتم ای مهتاب سر راهت به گوش او, سلام من رسان گو تو را من دوست میدارم. ..ولی افسوس.. چون مهتاب به روی بسترش لغزید یک ابرسیاه آمد که روی مه بپوشاند... یکی رادوست میدارم ولی افسوس وصدافسوس که اوهرگزنمیداند. نوشته شده توسط: هادی عظیمی ******* ************ ********************************* ************ ******* i لیست کل یادداشت های این وبلاگ یک سری حرف ********************************* ![]() ![]() ![]() |
![]() |
||
![]() |
******************** :: درباره من ::
******************** :: لینک به وبلاگ ::
******************** :: دوستان من :: ******************** :: وضعیت من در یاهو:: ******************** :: خبرنامه ::
******************** |
![]() |
||
![]() |
![]() |